مردی که با قلب و وجودش نوجوانان مسجدی تربیت کرد/ روایت خدمت و ایثار شهید حجتالاسلام «مسلم امیری»
برخي انسانها ميروند، اما عطري از محبتشان در فضا باقي ميماند؛شهيد حجتالاسلام شهيد «مسلم اميري» يکي از آن مرداني بود که مسجد را تبديل به پاتوق ديني و فرهنگي نوجوانان شهرستان فاضلآباد کرد؛ روحاني شهيدي که در اوج خدمت دعوت حق را لبيک گفت تا پيوند ميان منبر مسجد و ميدان شهادت را با خون پاکاش تکميل کند.
شناسه خبر : 77582 تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ زمان انتشار : ۱۱:۲۱
به گزارش روابط عمومی ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد از استان گلستان؛ در فضای معنوی مسجد موسیبنجعفر(ع) در شهرستان فاضلآباد، چه کسی میتواند حضور گرم و صمیمی او را فراموش کند؟ حجتالاسلام «مسلم امیری» از سال ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴، نَه فقط به عنوان امام جماعت که به عنوان پدری مهربان و برادری دلسوز شناخته شده بود که در غمها و شادیهای مردم را با آنها شریک میشد.
اما زیباترین و درخشانترین بخش زندگی آن شهید؛ عشق بیپایانش به نسل نوپا و نوجوان بود؛ ارتباط او با کانون فرهنگی هنری این مسجد بسیار قابل توجه بود؛ نام کانون فرهنگی این مسجد «قاسم ابنالحسن (ع)» بود و این امام جماعت شهید همواره رویی گشاده، کانون را بخشی از زندگی خود میدانست و نوجوانان را به مثابه فرزندانش میپنداشت.
شهید امیری باور داشت که مسجد باید نبض زندگی نوجوانان باشد و به همین دلیل، تمام توان و وقتاش را صرف جذب و همراهی با جوانان کرد؛ این عشق به خدمت چنان در رگهای خانواده ایشان جاری بود که فرزندش نیز در قامت رابط کانون، شانه به شانه پدر در خدمت به نوجوانان مسجدی فعالیت می کرد.
در تمام برنامهها، نام پدر و پسر «امیری» چون دو ستاره در کنار یکدیگر میدرخشید؛ گویی آنها برادر و رفیق صمیمی نوجوانانی بودند که به مسجد آمده بودند و در نتیجه در تمامی شادیها و فعالیتهای کانون، پای ثابت و تکیهگاه همه بودند.
اما تقدیر الهی برای او مقصدی والاتر داشت؛ چرا که شهادت، هنر برگزیده مردان خداست؛ شهید حجتالاسلام مسلم امیری، روحانی پاسدار و مسئول نمایندگی ولیفقیه در گروه مهندسی رزمی ۴۵ جوادالائمه (ع) نیروی زمینی سپاه، در حالی رقم خورد که او در مسیر خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی گام برمیداشت؛ این امام جماعت دعوت حق را این چنین سرافرازانه لبیک گفت و به سوی معشوق شتافت.
بر پایه این گزارش: حضور باشکوه مردم در مراسم تشییع ایشان، تنها یک مراسم عزاداری نبود؛ بلکه تجلیل ملتی بود که قدردانِ مردانی چون او هستند؛ مردی که هم در محلههای کوچک و هم میان خندههای نوجوانان، و هم در میدانهای عملیاتی و مأموریتهای سخت، تنها یک هدف داشت و آن، رضای حق بود.