عزا و ماتم در کانون های مساجد گلستان؛ سوگواره ای برای سیدالشهدا(ع) و رهبر شهید
عزا و ماتم در کانون هاي مساجد گلستان؛ سوگواره اي براي سيدالشهدا(ع) و رهبر شهيد

عزا و ماتم در کانون های مساجد گلستان؛ سوگواره ای برای سیدالشهدا(ع) و رهبر شهید

در روز عاشورا، هنگامي که خورشيد با شرمي عميق از پس تپه‌هاي سبز گلستان سر مي‌کشيد، آسمان اين ديار گويي در غم دل‌هاي مردمش شريک شده بود؛در اين روز، مساجد و حسينيه‌هاي استان، ديگر تنها مکان‌هاي عبادت نبودند؛ آن‌ها به پناهگاهي بدل شدند براي دل‌هاي شکسته‌اي که در جستجوي آرامشي در تلاطم اندوه بودند.
شناسه خبر : 75416 تاریخ انتشار : ۴ تير ۱۴۰۵ زمان انتشار : ۱۵:۴۸

به گزارش روابط عمومی ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد استان گلستان؛ در هر گوشه از این استان، از کوچه‌های خلوت روستاهای ساحلی تا محراب‌های بزرگ شهرها، رنگ سیاه بر تن‌ها و غم بر چهره‌ها نشسته بود.

در این روز، اعضای کانون‌های فرهنگی هنری مساجد استان، دوشادوش مردم و با قلبی لبریز از اندوه، در صف‌های عزاداری قرار گرفتند تا در تلاطم این غم بزرگ، همراه و هم‌سفر دل‌های شکسته باشند.

فضای مساجد با عطر غریب گلاب درآمیخته بود و صدای ناله‌هایی که از عمق جان برمی‌خواست، سکوت شهر را می‌شکست تا فریاد مظلومیت را به گوش زمان برساند.

در میان جمعیت، اعضای کانون‌های مساجد که با چشمان اشک‌بار و قلبی پرشور بر سینه می‌زدند و در کنار پیرمردانی که با دست‌های لرزان اما قلبی پرشور، بر سینه می‌زدند و کودکان خردسالی که با چشمانی کنجکاو و غمگین، سیاهی لباس‌های بزرگ‌ترهایشان را تماشا می‌کردند، یکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات امروز بود؛ گویی پیوندی ابدی میان نسل‌ها در مسیر عاشقی و سوگ برقرار شده بود.

در مساجد، همراهی اعضای کانون ها با نوحه‌خوانان چنان طنین‌انداز شده بود که گویی زمین و زمان برای لحظه‌ای متوقف گشته‌اند تا با غم غریب‌الغربای کربلا، هم‌سفر شوند.

اما امسال، غباری از فقدان بر فضای سوگ نشسته بود و غم عاشورا با غمی عمیق‌تر و تکان‌دهنده‌تر درهم‌تنیده شد.
 
در میان هیاهوی ماتم در کانون های مساجد، جای خالی آن سایه بلند و مهربان که سال‌ها در این روزهای سخت، ما را راهنمایی می‌کرد، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شد.
 
رهبر شهید، امسال در میان ما نبود؛ نبود تا با نگاه پدرانه‌اش غم ما را تسکین دهد و با حضورش به این سوگ‌ها معنای تازه‌ای ببخشد.
 
گویی هر نوحه‌ای که با همراهی اعضای کانون و مردم در فضای مسجد بلند می‌شد، در دلش فریادی از فقدان او بود و هر اشکی که جاری می‌شد، هم برای مظلومیت حسین(ع) و هم برای دوری از آن پیشوای شهید بود.
 
ساعت‌ها گذشت و مساجد گلستان، ساعت به ساعت گرم‌تر شد؛ نه از گرمای هوا، بلکه از حرارت اشک‌هایی که برای عدالت و مظلومیت جاری شده بود.
 
امروز در گلستان، هر سینه در مساجد یک مداحی بود و هر قطره اشک فعالان مسجدی، روایتی از وفاداری به یادگاری که هرگز نمی‌میرد.
 
عاشورا در گلستان، فراتر از یک مناسبت تقویمی بود؛ تلاقی دو غم بود در قلب اعضای کانون‌های مساجد؛ سفری میان دل‌های مؤمن برای یافتن آرامش در پناه غم سیدالشهدا(ع) و در اشتیاق دیدار دوباره با رهبری که اکنون خود، در پیشگاه شهدای کربلا جای گرفته است.